ریا
| ریا |
| نكوهش و حرمت ریا خداوند تعالی می فرماید: «ویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون الذین هم یرائون و یمنعون الماعون[1]؛ وای بر حال نمازگزارانی كه از نماز خویش غافلند آنانكه ریاء می كنند و احسان و نیكی به فقراء را منع می كنند». و می فرماید: «یراءون الناس ولا یذكرون الله الا قلیلا[2]؛ منافقین... با مردم ریا می ورزند و خدا را جز اندكی یاد نكنند». و می فرماید: «كالذی ینفق ماله رآء الناس[3]؛ مانند كسی كه مالش را برای ریا انفاق می كند. (صدقات خویش را با منّت و آزار تباه نسازند». و می فرماید: «فمن كان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا ولا یشرك بعباده ربه احدا[4]؛ (ای رسول ما به امت بگو من...) پس هركس به دیدار پروردگار خویش امیدوار است عمل صالح انجام دهد و در پرستش خدای خویش كسی را با او شریك نكند». نبی گرامی اسلامی صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: ترسناك ترین چیزی كه از آن بر شما می ترسم شرك اصغر است. عرض كردند: یا رسول الله شرك اصغر چیست؟ فرمود: ریا! آنگاه چنین فرمود: هنگامی كه در روز قیامت خدای تعالی پاداش عمل بندگان را می دهد می فرماید: بروید سراغ كسانی كه در دنیا برای آنها ریا می كردید ببینید آیا پاداشی دارند به شما بدهند، و فرمود: خدای تعالی می فرماید: هر كس عملی انجام دهد و دیگری را در آن با من شریك كند تمام عمل را به شریكم می دهم من از آن عمل بیزارم و از شرك بی نیازتر از هر بی نیازم[5]. و می فرماید: عملی را كه ذره ای ریا در آن باشد خدا نمی پذیرد[6]. و می فرماید: پائین ترین درجه ریا شرك است[7]. امام صادق علیه السلام فرمود: خدای تعالی می فرماید: من بهترین شریكم هر كس در عملش دیگری را با من شریك كند آن عمل را نمی پذیرم، من تنها عملی را می پذیرم كه خالص باشد[8]. و می فرماید: رسول اكرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: زمانی می رسد كه مردم به خاطر طمع در دنیا دارای درونی پلید و برونی نیكو می شوند، از ظاهر زیبایشان قصد پاداش گرفتن از خدا ندارند، دینشان ریائی است و هیچ ترسی ندارند خدا عقابی همه گیر، شامل آنها می كند و آنها چون غریق، دعا می كنند و مستجاب نمی شود. و باز می فرماید: رسول اكرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: فرشتگان در كمال سرور و خوشحالی اعمال نیك بنده را بالا می برند. چون عمل به بالا می رسد خدای تعالی می فرماید: این عمل را رد سجین قرار دهید چون صاحبش آن را برای من انجام نداده است[9]. و امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: ریاء كار سه نشانه دارد اگر مردم او را ببینند با نشاط می شود و چون تنها شود كسالت او را فرا می گیرد و دوست دارد در تمام كارهایش او را ستایش كنند[10]. و می فرماید: از خدا چنان بترسید كه محتاج عذرخواهی نباشید و بدون ریا و قصد شهرت عمل كنید زیرا هركس برای غیر خدا عمل كند خدا او را به عملش واگذار می كند[11]. امام صادق علیه السلام می فرماید: اعمالتان را برای خدا انجام دهید و برای مردم كار نكنید چه اینكه هرچه برای خدا انجام شود خدا می پذیرد و آنچه برای مردم انجام شود به سوی خدا صعود نمی كند[12]. و می فرماید: هر ریایی شرك است بدرستی كه هركس برای مردم عمل كند ثوابش بر مردم است و هركس برای خدا عمل كند پاداشش بر خداست[13]. و باز آن بزرگوار در تفسیر آیه شریفه «فمن كان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا ولا یشرك بعباده ربه احدا»[14]. چنین می فرماید: گاهی انسان عملی نیك انجام می دهد ولی نه برای رضای خدا بلكه میل دارد مردم بشنوند و او را بستایند، این شخص همان كسی است كه در عبادت پروردگارش شرك ورزیده است. سپس چنین اضافه كرد: هرگز بنده ای نیست كه در نهان كار خیری كند و روزگار بگذرد مگر خدا برایش خیری ظاهر كند و هرگز بنده ای نیست كه در نهان كار شری كند و روزگار بگذرد مگر اینكه خدا برایش شری ظاهر سازد. و باز می فرماید: چه می كند كسی كه نیكی را آشكار و بدی را پنهان می كند آیا با خود فكر نمی كند كه واقعاً چنین نیست در حالی كه خدای تعالی می فرماید: «بل الانسان علی نفسه بصیره»[15] هرگاه باطن درست باشد ظاهر قوی می شود[16]. حقیقت ریا, فرق بین ریا و سُمعه, اقسام ریا ریا از جهت لغوی از رؤیت مشتق شده است و به معنی طلب منزلت و مقام در قلوب مردم به وسیله ارائه اعمال نیك می باشد. و سُمعه لغه از سماع گرفته شده و به معنی طلب منزلت در قلوب مرم به وسیله انتشار موجبات منزلت است. تعریف ریا ریا عبارت است از اراده مقام و منزلت بوسیله اطاعت خداوند متعال بنابراین به چنین عابدی مرائی «ریا كار یا خودنما» و به مردمی كه عابد، عبادتش را به آنها می نمایاند تا جایی در دل آنها پیدا كند رائی و به عملی كه شخص ریاكار اظهار می كند مرائی به «وسیله ریا» و به قصد این شخص ریا می گویند. اقسام ریا چیزهائی كه می توان به وسیله آنها ریا كرد و به عبارت دیگر می توانند مرائی به باشند بسیارند. و در یك تقسیم كلی می توان آنها را به پنج قسم تقسیم كرد. طبق این تقسیم تمام وسائل ریا در این اقسام جمع می شوند: 1ـ بدن 2ـ هیئت و تركیب ظاهری 3ـ گفتار 4ـ كردار 5ـ پیروان و هر چیزی كه خارج از وجود شخص باشد. طالبان دنیا معمولا ً به وسیله این چند چیز ریا می كنند ولی ریا و جاه طلبی به وسیله اعمالی كه عبادت شمرده نمی شوند آسان تر و ساده تر از ریا به وسیله عبادات است «چون در این نوع ریا انسان كمتر مرتكب گناه می شود». قسم اول قسم اول ریا در دین بوسیله بدن است كه توسط لاغری و رنگ زردی انجام می شود هدف از این كار این است كه دیگران با دیدن این حالت خیال كنند انسان در راه دین شدیداً كوشا و در امر دین بسی محزون است و خوف آخرت بر وجودش غلبه نموده و خورد و خوابش را در ربوده است. آهسته صحبت كردن و گود شدن حدقه چشم و خشكی لب به خاطر اظهار روزه داری از همین باب است. لذا حضرت عیسی بن مریم علیه السلام می فرماید: هنگامی كه روزه می گیرید سرتان را روغن بزنید، موهایتان را شانه كنید و در چشم سرمه بكشید. دستور به این موارد به خاطر این است كه عابد در معرض خطر ریا است. قسم دوم قسم دوم ریا به وسیله هیئت و قیافه است مثل درهم كردن موی سر،تراشیدن شارب، پائین انداختن سر و در موقع راه رفتن، آهسته حركت كردن، باقی گذاردن اثر سجده در پیشانی و پوشیدن لباسهای خشن، كوتاه و وصله دار برای اینكه اظهار كند تابع سنت است و توجهی به دنیا ندارد. قسم سوم قسم سوم ریا به وسیله گفتار است مثل موعظه، تذكر، گفتن سخنان حكیمانه، حفظ اخبار و احادیث، جنباندن لب در حضور مردم، امر به معروف و نهی از منكر در ملأ عام و امثال آن. قسم چهارم قسم چهارم ریا به وسیله اعمال است مثل طول دادن اجزاء نماز از قبیل قیام، ركوع، سجده و پایین انداختن سر، اظهار بی توجهی و امثال آن. قسم پنجم قسم پنجم ریا به وسیله دوستان، ملاقات كنندگان و همنشینان است مثل این كه با كسانی از قبیل علما، عباد، زهاد و فقرا و مساكین رفت آمد یا كاری كند كه مردم، زیاد به او مراجعه كنند تا بدینوسیله نشان دهد كه رتبه دینی اش بالا است. درجات ریا برای تحقق ریا سه چیز لازم است كه اركان ریا نامیده می شوند. 1ـ قصد و نیت ریا 2ـ وسیله ریا یا مرائی به 3ـ چیزی كه انسان به خاطر آن ریا می كند كه در اصطلاح مرائی لاجله نامیده می شود «هدف ریا» هر كدام از این سه ركن دارای درجات و مراتبی هستند كه با شدت و ضعف آنها ریا شدّت و ضعف می یابد. درجات ركن اول (قصد ریا) قصد ریا چهار درجه دارد اولین و شدیدترین درجه، آن است كه انسان از انجام عبادت اصلا قصد ثواب نداشته باشد مثل كسی كه بین مردم نماز واجب یا مستحب می خواند ولی اگر تنها باشد آن را ترك می كند. درجه دوم، آن است كه اهمّ قصدش ریا و خودنمائی باشد و بطور تبعی و در حاشیه كمی هم به ثواب و پاداش الهی توجه داشته باشد. درجه سوم این است كه انتظار ثواب به همان اندازه در او ایجاد انگیزه می كند كه قصد خودنمائی دخالت دارد به عبارت دیگر قصد ریا و نیت ثواب به طور مساوی وجود داشته باشند به طوری كه اگر یكی از آنها نباشد شخص به عبادت بر انگیخته نمی شود. و آخرین و ضعیف ترین درجات قصد ریا آن است كه نیت خودنمائی نشاط بیشتری در او ایجاد می كند و قصد ثوابش را تقویت می كند به طوری كه اگر نبود باز هم عبادتش را انجام می داد. این چهار مرتبه درجات و مراحل قصد ریا هستند كه همگی حرام و موجب بطلان اعمال می شوند دلیل این مطلب آیات و روایاتی است كه در صدر بحث ذكر شد از قبیل حدیث قدسی شریف: من بی نیازترین بی نیازها از شركم. و آیه شریفه: ولا یشرك بعباده ربه احدا[17]. و كلام گهربار امیرالمؤمنین علیه السلام در توصیف ریا كار: در خلوت كسل می شود و در بین مردم به نشاط می آید[18]. درجات ركن دوم ـ وسیله ریا (مرائی به) وسایل ریا عبارت از طاعات و عبادات است كه به دو دسته تقسیم می شوند. 1ـ ریا در اصل عبادات 2ـ ریا در اوصاف عبادات قسم اول ریا در اصل عبادات این قسم خود دارای سه مرتبه است: 1ـ ریا در اصل ایمان كه شدیدترین نوع ریا است و صاحبان این گونه ریا از منافقین محسوب می شوند كه وعده عذاب ابدی به آنها داده شده و چه بسا چنین شخصی از كفار بدتر باشد زیرا كفر باطنی و نفاق ظاهری را در خود جمع كرده است. [1] . سوره ماعون، آیه 7. [2] . سوره نساء ایه 142. [3] . سوره بقره، آیه 264. [4] . سوره كهف، آیه 110. [5] . من عمل عملا اشرك فیه غیری فهو له كله و انامنه بریء وانا اغنی الاغنیاء عن الشرك. [6] . لا یقبل الله عملا فیه مقدار ذره من ریاء. [7] . ان ادنی الریاء شرك. [8] . انا خیر شریك من اشرك معی غیری فی عمل عمله لم اقبله الا ما كان لی خالصا. [9] . ان الملك یصعد بعمل العبد مُبتَهجاً بِهِ فاذا صعد بحسناته یقول الله اجعلوها فی سجین انه لیس ایای اراد به. قرآن كریم می فرماید: كلا ان كتاب الفجار لفی سجین وما ادراك ما سجین كتاب مرقوم. چنین نیست نامه عمل بدكاران در سجین قرار دارد و تو چه می دانی سجین چیست؟ كتابی است نگاشته شده، سجین از ماده سجن به معنی زندان است و مراد از آن در این آیه شریفه و احایث، جهنم است كه تجسم عمل و نامه ممثل زندگی بدكاران می باشد. [10] . ثلاث علامات للمرائی، ینشط اذا رأی الناس و یكسل اذا كان وحده و یحب ان یحمد فی كل اموره. [11] . اخشوا الله خشیه لیست بتعذیر واعملوا فی غیر ریاء ولا سمعه فانه من عمل لغیر الله وكله الله الی عمله. [12] . اجعلوا امركم هذا لله ولا تجعلوه للناس فانه ما كان لله فهو لله و ما كان للناس فلا یصعد الی الله. [13] . كل ریاء شرك انه من عمل للناس كان ثوابه علی الناس و من عمل لله كان ثوابه علی الله. [14] . سوره كهف،آیه 110. [15] . بلكه انسان بر نفس خویش آگاه است. (سوره قیامت، آیه 14). [16] . منظور این است كه اگر باطن از شرك و ریا پاك شد اعضاء و جوارح به تبعیت تصمیم قلب برای عبادت خدا نیرومند می شوند ولی در صورتی كه در قلب ریا و سمعه باشد اعضا دچار رخوت و كسالت می شوند و نشاط عبادت از انسان سلب می شود. [17] . سوره كهف، آیه 110. [18] . یكسل فی الخلوه وینشط عند الناس. |
| سيد عبدالله شبّر- اخلاق شبّر، ص 262 |
................................................................................................................................
| 2ـ ریا در اصل عبادات با قبول واقعی اصول دین مثل ریا در نماز، زكات، حج و جهاد این مرتبه از مرتبه اول ضعیف تر است. 3ـ ریا به وسیله نوافل و مستحباتی كه اگر آنها را ترك كند مرتكب گناهی نشده ولی اگر در خلوت باشد در انجام آنها تنبلی و كسالت می ورزد و در میان مردم برای انجام آنها شوق پیدا می كند. قسم دوم ریا در اوصاف عبادات این قسم نیز دارای سه مرتبه است: 1ـ ریا در كارهایی كه با ترك آنها عبادات باطل می شود مثل كسی كه اگر تنها باشد قرائت و ركوع و سجود نمازش را سریع انجام می دهد ولی در بین مردم آنها را به طور كامل به جا می آورد. 2ـ ریا در كارهایی كه با ترك آنها عبادت ناقص نمی شود ولی در حكم تتمه و تكمله عبادت هستند، مثل طولانی تر كردن ركوع و سجود از حد معمول، طولانی تر كردن قیام، مرتب ایستادن، طول دادن قرائت و تأنّی در قرائت و اذكار نماز. 3ـ ریا به وسیله اضافاتی كه از اصل عبادت خارجند مثل حاضر شدن در جماعت قبل از دیگران، ایستادن در صف اول و دست راست امام و امثال آن. درجات ركن سوم (هدف ریا) اهدافی كه انسان برای رسیدن به آنها ریاء می كند در سه مرتبه قرار دارند: 1ـ اولین و شدیدترین مرتبه آن است كه انسان به خاطر آن عبادت كند كه فرصتی بدست آورد كه در آن معصیت كند مثل كسی كه با انجام عبادات و مستحبات و خودداری از خوردن شبهه ناك اظهار ورع و تقوی می كند بدین امید كه به امانت و درست كاری معروف شود و منصبی چون قضاوت و سرپرستی اوقاف، وصایا و ایتام به او تفویض شود كه بتواند در آن سوء استفاده نماید. 2ـ اینكه منظورش از ریا رسیدن به امری مباح از اموری دنیوی باشد مثل دست یافتن به مالی یا ازدواج با زنی كه در غیر این صورت موفق به ازدواج با او نمی شود. 3ـ اینكه هدفش از ریا این باشد كه با دیده نقص به او ننگرند و او را از خواص به شمار آورند مثل كسی كه با عجله در حال حركت است و چون كسی او را می بیند از ترس اینكه بگویند بی وقار است سرعتش را كم می كند. یا بدون توجه شوخی می كند ولی به خاطر اینكه او را كوچك نشمرند به دنبال شوخی استغفار می كند و اظهار حزن كرده آه می كشد[1]. تقسیم ریا «آنچه تا كنون ذكر شد تقسیم ریا به حسب شدت و ضعف بود كه از شدت و ضعف اركان آن ناشی می شود». (و اكنون ریا را به حسب ظهور و خفاء تقسیم می كنیم) بنابراین تقسیم، ریا به چهار قسم منقسم می شود. 1ـ ریای جلی (آشكار). 2ـ ریای خفی (پنهان). 3ـ ریای اجلی (آشكارتر). 4ـ ریای اخفی (پنهان تر). ریای اجلی آن است كه صاحبش را به عمل وا می دارد به طوری كه موجب و لت عمل است. 2ـ ریای جلی كه از اجلی پنهانتر است، آن است كه صاحبش را به عمل وادار نمی كند ولی انجام عمل را برایش آسانتر می كند مثلا كسی كه اهل نماز شب است ولی بیدار شدن برای او مشكل است در صورتی كه گرفتار این مرتبه ریا باشد هنگامی كه مهمان دارد برای بیدار شدن آمادگی بیشتری پیدا می كند. 3ـ ریای خفی كه مرتبه بعد از ریای جلی است آن است كه عمل خود را با اظهار شمایل به دیگران ارائه دهد مثل اظهار لاغری و رنگ زردی، آهسته صحبت كردن، خشكی دهان، آثار اشگ در صورت و غالب شدن چرت كه همگی بر شب زنده داری دلالت می كنند. 4ـ ریای اخفی كه پنهان ترین نوع ریای است آن است كه صاحبش عمل خود را پنهان می كند و نمی خواهد كه دیگران از آن اطلاع پیدا كند و از ظهور عملش خوشحال نمی شود ولی از دیگران انتظار سلام و احترام دارد و دوست دارد او را بستایند و در رفع حوائج او كوشا باشند و چون وارد مجلسی می شود برای او جا باز كنند و اگر كسی در این امور كوتاهی كند ناراحت می شود. و تمام این انتظارات را به خاطر عباداتش دارد به طوری كه اگر آن عبادات را انجام نمی داد این توقعات را نداشت. در اینجا ممكن است سؤالی مطرح شود و آن اینكه: ما می بینیم كسی نیست كه از ظاهر شدن اعمالش خوشحال نشود پس آیا تمام مردم ریا كارند؟ جواب: هر سرور و فرحی ریا نیست بلكه سرور دارای اقسامی است كه فقط بعضی از آنها ریاء و مذموم و باقی پسندیده و محمودند. 1ـ گاهی انسان عملش را مخفی می كند و آن را فقط به خاطر خدا انجام می دهد ولی هنگامی كه مردم از آن اطلاع می یابند خوشحال می شود زیرا می داند با خواست خدا اعمالش ظاهر شده و خدا باعث اطلاع مردم شده است از این جهت پی می برد كه خداوند به او نظر لطف و مرحمت دارد لذا خوشحال می شود، این خوشحالی به خاطر نظر لطفی است كه خداوند متعال در حق او داشته است نه به خاطر ستایش مردم و پیدا كرن منزلت در قلوب آنان این سرور اشكالی ندارد. و خدای متعال می فرماید: قل بفضل الله وبرحمته فبذلك فلیفرحوا[2]. 2ـ گاهی از این معنی استدلال می كند كه همانطور كه خدا در این دنیا كارهای نیكش را آشكار و كارهای زشتش را مستور نموده است معلوم می شود كه در قیامت با او چنین معامله ای می كند. همانطور كه رسول اكرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: هر بنده ای كه خدا در دنیا بر او پرده پوشی كند در آخرت نیز بر زشتیهایش پرده خواهد پوشاند[3]. بنابراین خوشحالی او در صورت اول از این است كه عملش مورد قبول واقع شده و در صورت دوم از رفتاری است كه در آینده (آخرت) با او می شود. 3ـ گاهی سرور و فرحش به این خاطر است كه می بیند هركس از این عمل آگاه شود از او پیروی خواهد كرد و بدین جهت اجرش چند برابر می شود و علاوه بر این كه اجر عمل نهانی نصیبش شده اجر و پاداش عمل ظاهری را نیز بدست آورده است و او به مقتضای حدیث نبوی با هركس كه پیرویش كند در اجر و ثواب شریك است و به اندازه او پاداش می گیرد بدون این كه از اجر عمل كننده چیزی كاسته شود. 4ـ گاهی انسان از این خوشحال می شود كه می بیند آنها یك بنده مطیع و عابد را دوست دارند و او را «به خاطر اطاعتش» می ستایند پس معلوم می شود كه خود، مطیع هستند و قلباً میل به طاعت دارند در روایت است كه مردی به پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم عرض كرد: یا رسول الله عملم را پنهان می كنم و دوست ندارم كسی از آن مطلع شود ولی چون كسی اطلاع می یابد. خوشحال می شوم. حضرت فرمود: برای تو دو پاداش هست پاداش عمل پنهانی و پاداش عمل آشكار. از امام باقر علیه السلام درباره مردی كه عمل خیری انجام می دهد و چون دیگران او را می بیند خوشحال می شود، سؤال شد. فرمود: اشكال ندارد هركس دوست دارد خدا او را به خوبی در میان مردم مشهور كند البته در صورتی كه عهملش را به این منظور انجام نداده باشد. 5ـ اما اگر سرور و فرح از آن جهت باشد كه در قلوب مردم منزلت پیدا می كند و مردم او را می ستایند و بزرگ می دارند و در رفع حوائجش می كوشند و در برخوردها او را احترام می كنند این گونه سرور و خوشحالی، ریا و نكوهیده است. پس معلوم شد كه هر سروری ریا نیست. تبصره یكی از اقسام ریا این است كه انسان عمل آشكار را بر خلوت ترجیح دهد بعضی گفته اند بر عكس این حالت یعنی ترجیح خلوت بر جلوت هم ریا است زیرا اگر كسی فقط برای خدا عمل كند نباید خلوت و جلوت برایش فرق داشته باشد. یكی دیگر از اقسام ریا ترك عمل از ترس گرفتار شدن به ریا است كسی كه چنین عملی انجام می دهد كار شیطان را آسان كرده و او را از افساد بی نیاز نموده است. تقسیمی دیگر از ریا گاهی ریا در غیر عبادات واقع می شود. این گونه ریا گاهی واجب و گاهی مستحب است زیرا بر مؤمن واجب است كه آبروی خود را حفظ كند و كاری را كه عیب او محسوب می شود انجام ندهد مثلا برای جوانمردان سزاوار نیست كه در معرض مشاهده دیگران مرتكب امور پست شوند اگرچه این كارها در خلوت برای آنان جایز باشد و لذا در شریعت مقدس اسلام دستور داده شده كه انسان ظاهرش را تزئین كند، نعمت خدا را اظهار نماید، فقر خود را كتمان و اظهار غنی نماید. در روایت است كه روزی پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله وسلم برای رفتن بین اصحاب آماده می شد در همین حال در ظرف آبی می نگریست و عمامه و موهایش را صاف می كرد. عرض كردند: یا رسول الله شما هم از این كارها می كنید؟ فرمود: بله خدا دوست دارد هنگامی كه بنده ای نزد برادرانش می رود خود را برای آنها تزئین كند[4]. و امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: شما باید خود را برای برادر مسلمانتان زینت دهید همانطور كه برای غریبه ای كه دوست دارید شما را در بهترین شكل ببیند زیت می دهید[5]. و امام صادق علیه السلام می فرماید: لباس پاكیزه دشمن را خوار می كند[6]. مواردی كه ذكر شد همه از مورد ریای پسندیده است. علت ریا و راه معالجه آن ریا در عبادات یا ناشی از این است كه انسان همیشه دوست دارد از لذت ستایش برخوردار و از رنج نكوهش در امان باشد. یا مولود طمعی است كه به مال مردم دارد. علاج ریا به این است كه انسان مضرّات ریاء را بشناسد و بداند كه ریا چه مصالح باطنی را از او سلب می كند و چه محرومیتها كه در دنیا از توفیقات و در آخرت از قرب و منزلت نزد خدا برای او ببار می آورد و چه عقابها و خواریها و غصبهایی نصیب او می كند و بداند كه ریاكار به خسران دنیا و آخرت دچار می شود چون در دنیا به خاطر مراعات قلوب مردم همیشه خاطرش مشوّش است و رضایت مردم هرگز حاصل نمی شود زیرا هرچه گروهی را پسندیده آید گروهی دیگر را ناخوشایند است و همیشه رضایت بعضی از آنها در خشم بعضی دیگر نهفته است و هركس رضایت آنها را خشم خدا طلب كند خدا بر او خشم می گیرد و آنها را بر او خشمناك می كند. [1] . طبق این تقسیمات ریا دارای 72 درجه می باشد كه از ضرب چهار مرتبه قصد ریا در شش درجه وسائل ریا و ضرب حاصل آن در سه رتبه اهداف ریا بدست می آید. بدترین و شدیدترین درجات، ریائی است كه شخص بدون هیچ گونه محرك و انگیزه الهی برای بدست آوردن فرصت معصیت و سوء استفاده اظهار ایمان كند و ضعیف ترین درجه این است كه قصد ریا باعث نشاط بیشتر او در التزام به اوصاف خارجی عبادات از قبیل حضور در جماعت شود به این خاطر كه مردم او را به دیده نقص و حقارت ننگرند. البته این 72 درجه، درجات و مراتب رئیسه ریا به حساب می آید كه در بین هر مرتبه تا مرتبه بعدی درجات و مراتبی غیر قابل حصر وجود دارد. [2] . ای پیامبر به مردم بگو كه شما باید فقط به فضل و رحمت خداوند شادمان باشید (سوره یونس، آیه 58). [3] . ما ستر الله علی عبد فی الدنیا الا ستر علیه فی الاخره. [4] . ان الله یحب من العبد ان یتزین لاخوانه اذا خرج الیهم. [5] . لیتزین احدكم لاخیه المسلم كما یتزین للغریب الذی یحب ان یراه فی احسن الهیئه. [6] . الثوب النقی یكبت العدوّ. |
| سيد عبدالله شبّر- اخلاق شبّر، ص 262 |
| ریا |
| و بداند كه تمام امور از جمله قلوب مردم در دست خداست و اوست كه هرگونه بخواهد آنها را می گرداند. پس هركس بین خود و خدایش را اصلاح كند خدا بین او و مردم را اصلاح می كند و هركس خدایی را كه تمام امور به دست اوست برای رضایت مردمی كه نفع و ضرر، موت و حیات و نشر و حشر خود را مالك نیستند به غضب آورد واقعاً سفیه و احمق است. و چگونه طمع به اموال مردم باعث می شود انسان عملی انجام دهد در حالی كه می داند خداست كه قلوب را تسخیر می كند و به آنها اراده منع و بخشش می دهد. و مهما تكن عند امریء من خلیقه وان خالها تخفی علی النّاس تعلم وهرگاه انسانی دارای خصلتی باشد آشكار می شود اگر چه خیال كند از نظر مردم مخفی است و چه بسا خدا خبائث درونش را برای مردم آشكار كند و آنها هم از او بیزار شوند و بر او خشم گیرند و دچار خسران دنیا و آخرت شود همانطور كه در روز محشر در محضر تمام خلائق رازش فاش خواهد شد. ولی اگر عملش را برای خدا خالص كند خدا اخلاصش را برای مردم آشكار می كند و او را محبوب همه می گرداند و دیگران را مسخر او كرده زبانشان را به حمد و ثنایش می گشاید. اینها همه در حالی است كه در مدح آنها كمالی و در مذمتشان نقصی نیست و اگر واقعاً انسان شوق ستایش دارد و از مذمت و نكوهش می هراسد به مدح ملائكه مقربین و بالاتر مدح پروردگار عالم دل ببندد و از مذمت ملائكه و نكوهش پروردگار بترسد. بعد از این كه اینها را دانست خود را عادت دهد كه عباداتش را پنهان كندو آنها را در محل دربسته انجام دهد همان گونه كه كارهای زشت را پنهان می كند و به اطلاع خدا از عباداتش قانع باشد تا نفسش برای مطلع كردن دیگران با او منازعه نكند و چون مدتی بر این حال مواظبت كند برایش آسان خواهد شد. ولی باید از خدا كمك بخواهد و با نفس خود مجاهده كند كه مجاهده بر عهده بنده و هدایت از خداست. «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا والله لایضیع اجر المحسنین»[1]. [1] . آنانكه در راه ما جهاد كنند ایشان را به راه خویش هدایت می كنیم و خدا پاداش نیكوكاران را ضایع نمی كند. (سوره عنكبوت، آیه 69). |
| سيد عبدالله شبّر- اخلاق شبّر، ص 262 |
+ نوشته شده در ساعت ۱۲:۵۹ ق.ظ توسط سید
|
هدف از راه اندازی این سایت مقابله با دسیسه های شوم دشمنان و شبهات وارده میباشد