آگاهی امام رضا علیه السلام از زبان های گوناگون PDF چاپ نامه الکترونیک


سخن به مدح تو باید فصیح و کامـل گفت هم از شکوه مقامت ، هم از فضائل گفت
نـه چنــد مثنــوی و قطعــه و غــزل ، باید
که شرح قصة حسن تو در رسـائـل گفت
تفضلی ! که فقط از تو خوانده ام یک عمر و من نگفته ام و هر چه بود این دل گفت1

اباصلت هروی گوید:
حضرت رضا علیه السلام با مردمی که با زبان های مختلف داشتند، به زبان خودشان سخن می گفتند، به خدا سوگند که او فصیح ترین مردم و آگاه ترین آن ها ب هر زبان و لغتی بود.
وی روزی به امام رضا علیه السلام گفت:
ای فرزند رسول خدا! من از این همه تسلط شما به زبان های گوناگون درشگفتم.
حضرت علیه السلام فرمودند:

اي اباصلت من حجت خداوند بر خلق او هستم، خداوند هرگز حجتي را بر گروهي قرار نمي دهد كه زبان آن ها را نشناسد، مگر به تو نرسيده است سخن اميرالمومنين علیه السلام (كه فرمودند) به ما فصل الخطاب داده اند، و اين جز آگاهي لغات نيست.
شخصي به نام ابواسماعيل سندي از هند به دنبال حجت خدا آمده بود. او را به حضرت رضا علیه السلام راهنمايي كردند.
وي مي گويد: من نزد حضرت علیه السلام رفتم اما عربي نمي دانستم، به زبان سندي سلام كردم، حضرت علیه السلام به زبان خودم پاسخ داد. با حضرت علیه السلام سخن گفتم و او به زبان خودم با من سخن مي گفت؛ گفتم: به دنبال حجت خدا در عرب آمده ام.
فرمودند: منم آن (حجت خدا) هر چه مي خواهي بپرس.
من مسائل خود را پرسيدم و حضرت علیه السلام به زبان خودم پاسخ داد.
وقتي خواستم بروم، گفتم: من عربي نمي دانم، از خداوند بخواهيد زبان عربي به من الهام كند! حضرت علیه السلام دست مبارك بر لب هايم كشيد همان موقع به زبان عربي تكلم كردم!
در شهر بصره وقتي يكي از مخالفان به نام عمروبن هدّاب از ايشان خواست تا ادّعاي خود را در مورد دانستن هر زبان ثابت كند و با روميان و هندوها و فارسيان و ترك زبان ها كه در شهر هستند سخن گويد، حضرت علیه السلام فرمودند: آن ها را بياوريد.
عده اي از اهل زبان هاي گوناگون را آوردند و حضرت با همه آن ها به گونه اي روان سخن گفتند كه همگي به دانش و فصاحت حضرت اعتراف كردند و مردم از ديدن اين منظره شگفت زده شدند. زيرا واضح بود كه حضرت رضا علیه السلام هرگز در اين مورد استادي نديده و نزد كسي زبان هاي گوناگون را ياد نگرفته و با اين افراد در مدينه معاشرتي كه سبب يادگيري اين همه زبان با اين فصاحت باشد، نداشته اند.

آشنايي حضرت رضا علیه السلام به زبان پرندگان و حيوانات
جلوه هاي متعددي از آگاهي حضرت رضا علیه السلام نسبت به زبان حيوانات به ثبت رسيده است كه به برخي از آن ها اشاره مي شود.
سليمان بن جعفر گويد:
نزد حضرت رضا علیه السلام در باغ بودم كه ناگاه گنجشكي نزد حضرت علیه السلام آمد و شروع كرد به سروصدا.
حضرت علیه السلام فرمودند: مي داني چه مي گويد؟
عرض كردم: نه، خدا و رسول او و فرزند رسول او داناترند.
فرمودند: مي گويد ماري مي خواهد جوجه هاي او را بخورد. اين عصا را بردار و به اين خانه برو و مار را بكش.
وي گويد: داخل خانه شدم، ديدم ماري در حال حركت بود، آن را كشتم.
شخصي به نام هارون بن موسي گويد:
با حضرت رضا علیه السلام در صحرايي بودم كه اسب حضرت صدا كرد، ايشان (دهنه) اسب را رها كرد، اسب رفت و (در گوشه¬اي) ادرار و مدفوع كرد و آمد. حضرت رضا علیه السلام (كه متوجه تعجب راوي شده بود) به من نگاه كرد و فرمودند: هيچ چيز به (جناب) داوود (پيامبر الهي) داده نشده مگر اين كه به محمد و آل محمد صلّی الله علیه و آله بيشتر از آن داده شده است. {اشاره به اين كه داوود پيامبر علیه السلام زبان حيوانات را مي دانست، پس آگاهي ما تعجب ندارد}.
1ـ یوسف رحیمی .
منبع: کتاب حکایت آفتاب ، ص 42- 45 .