اکنکار در سراب دین (3)

نویسندگان: عبدالحسین مشکانی ، محمدتقی فعالی

منبع: نشریه معرفت ادیان شماره 2

تنظیم و ویرایش : سایت حرف آخر

دوم: ادعاهای دین بودن اکنکار

اکنکار با ارائه تعریف هایی شگرف از خود و نیز ترسیم اهدافی سترگ و هماهنگ سازی برخی از اهداف اساسی و ویژه ی خود با ادیان مطرح دنیا، گام هایی را در جهت شناساندن خود به منزله ی یک دین برداشته است. همچنین ویژگی هایی که اکنکار برای خود برمی شمارد، از دیگر مؤیدهای این دین ادعایی، بر دین بودنش است.

1. تعریف

با توجه به تعریف هایی که سازندگان این آیین و پیروان آن از آیینشان دارند، می توان ادعای دین بودنش را نتیجه گرفت.

کهن ترین راه برای رسیدن به سوگماد

Sugmad سوگماد

از واژه ی اکنکار تعریف های متعددی ارائه شده است؛« شریعت کی سوگماد » (1) - کتاب مقدس ادعایی این شبه آیین- اکنکار را دانش باستانی سفر روح و کهن ترین آموزش ها برای رسیدن به سوگماد (2) تعریف کرده است.(3) در پندار شریعت کی سوگماد، اکنکار، علمی دقیق و مشتمل بر تمامی آموزه هایی است که بشر برای زندگی سعادتمندانه بدان نیازمند است. براساس این تعریف، اکنکار از همه ی آموزه های موجود، کهن تر بوده و سرچشمه ی تمامی اعتقادات است. البته ناگفته نماند پال توئیچل ، بنیان گذار این فرقه در سال 1967م. این فرقه را بنا نهاده است!

طریق معرفت کامل

واژه نامه ی اکنکار، آن را طریق معرفت کامل به معنای همکار خدا شدن، آموزه هایی در مورد نور و صوت (4) که خلاصه ای از آموزه های نازل شده از طرف خداوند است، اساس تمامی علوم و کلیدی در راه کسب نیروهای معنوی و دانش باستانی سفر روح و ... تعریف کرده است.(5)
از تعریف های دیگری که در این باره وجود دارد، می توان به کلیدی بر یافتن آزادی،(6) روح بی شکل الاهی (7)، طریق جریان صوتی سفیران اک (8) و نیروی معنوی سوگماد اشاره کرد.

منشأ وجود و بود و نبود

اکنکار به وجود آورنده و دربرگیرنده ی تمامی افکار جهان های پایین شمرده شده است. ادعا می شود که هنر نویسندگی، موسیقی و مجسمه سازی گسترشی از آرمان های اکنکار است. همچنین اکنکار می پندارد دارای چرخه ی دوازده گانه ای است که ادیان دوازده گانه مهم عالم از آن مشتق شده اند.
با همه ی تعریف های گسترده ای که ارائه شد، باز هم پال توئیچل مدعی است اکنکار نه مذهب است و نه یک فلسفه یا نظام متافزیکی؛ بلکه راهی است به سوی خدا.(9)
این سخن پال توئیچل با تعاریفی که ارائه شد، ناسازگاری شدیدی دارد؛ زیرا تمامی مشخصه های یک دین و آیین و همچنین نظام متافیزیکی را برای اکنکار اثبات می کنند. وی در جایی دیگر، در تناقضی آشکار با ادعای پیشین خود می نویسد:« اک برای شما واصلین صرفاً شیوه ای نیست که به وسیله ی آن بتوانید از طریق سفر روح در جهان های دیگر سیر کنید، بلکه طریق زندگی محسوب می شود. همه ی کسانی که در اکنکار هستند، می توانند به واسطه ی آن معیارهای روزانه ی، زندگی شان را چه مادی و چه معنوی ارزشیابی نمایند.»(10)
اگر به تعریف هایی که از دین ارائه شده است بنگریم و آنها را در کنار ادعاهای اکنکار قرار دهیم، به راحتی می توان اثبات کرد که این آیین، در واقع ادعای ناگفته ای مبنی بر دین بودن دارد؛ اما با توجه به ترفندهای متعددی که در یارگیری دارد، از به کار بردن این واژه دوری می گزیند تا بتواند به راحتی اذهان پیروان دیگر ادیان را تسخیر کند.

2. اهداف

راه سفر روح

HU هیو

یکی از اهداف مهم اکنکار را می توان در چند کلمه خلاصه کرد:« در طریق اک ، مقصد نهایی همان راه است».(11) منظور از « راه» در این جمله، همان راه سفر روح و یا راه رسیدن به عوالم درون است. پال توئیچل می گوید: هدف اصلی ما قادر ساختن روح است به ترک کالبد و سفر آن به دنیاهای ماوراء و عاقبت رسیدن به هدف غایی؛ آنامی لوک ،(12) که نامی است برای سرزمین بدون نام یا بهشت حقیقی».(13)
در این ادعا، اکنکار راه و روش سفر روح را هدف خود تلقی می کند؛ در اینجا اکنکار روشن نمی سازد که هدف از خود سفر روح چیست؛ اما هدف پنداشتن سفر روح که در ادیان بزرگ مطرح بوده است، نوعی از ادعای دین بودن را به همراه دارد. اگر این ادعا به تنهایی هدف فرقه ای باشد، نمی توان آن را در زمره ی ادیان قرار داد؛ اما هنگامی که اهداف دیگری نیز در کنار آن مطرح می شود، ادعای دین بودن قوت می گیرد.
البته با نگاه به تمامی ادعاهای سفر روح اکنکار و نیز شیوه هایی که این فرقه برای سفر روح ارائه می دهد، می توان به این نتیجه دست یافت که سفر روح در این شبه آیین، چیزی به جز خیال و تصور نیست. پال توئیچل بنیان گذار و مبدع این فرقه، روش های سفر روح را در چهار روش خلاصه کرده است. وی روش عاطفی را اولین و روش صوتی را دومین روش می داند. روش سوم رمزی است و چهارمین روش نیز روش هایی است که استاد نامیده می شود.(14) وی در جای دیگر، روش هایی چون خلسه بی واسطه ، رقص چرخان دراویش ، روش خواب و رؤیا ، انعکاس بی واسطه و تکنیک عبادتی و تفکری را نیز از روش های سفر روح دانسته است.(15)
شیوه های گفته شده در روش تفکری و روش تخیلی، تقریباً در تمامی روش های دیگر که پال و هارولد بدان ها اشاره کرده اند، وجود دارد.
در روش تخیلی، قانون تازه ای وجود دارد؛ این قانون می گوید:« هر کجا فکر برود، کالبد ملزم به پیروی از اوست. در این روش، ما با قوه ی خیال خود به آن نقطه سفر می کنیم. در فرایند خیال، روح، اشتیاق حضور در آنجا را یافته و از کالبد جدا شده، به آن نقطه سفر خواهد کرد.»
روش تفکری نیز بنا بر ادعای پال، دقیقاً از قانون مزبور تبعیت، و روح را وادار به سفر می کند. پال مدعی است این قانون یکی از قوانین علم فیزیک است و ما با آن آشنایی داریم. البته وی هرگز نام این قانون را در علم فیزیک مشخص نمی کند و ما نیز به چنین قانونی دست نیافتیم. به هر حال، در اینجا این خیال ماست که سفر می کند نه خود ما. این سفرها را اکنکار در رؤیابینی خود با نام « رؤیای بیداری » می شناسد که کاملاً خیالی و وهمی است.(16)

راه رسیدن به سوگماد

از دیگر اهداف ادعایی اکنکار، « نشان دادن راه سر منزل الاهی به انسان است».(17) در اینجا نیز اکنکار در ارائه ی راهکارهای واقعی رسیدن به سر منزل الاهی با ناکامی بزرگی رو به روست و تمامی راه کارهای ارائه شده، تنها خدایی خیالی و تصوری را پیش روی انسان قرار می دهد؛ اما این نیز یکی دیگر از اهداف عالیه و سترگ ادیان الاهی است که اکنکار آن را به عاریت گرفته است.
گفتنی است گستره ی خدای اکنکار در عوالم خیالی اش تا بدان جاست که انسان نیز خدا می شود.(18) در بیشتر روش هایی که برای سفر روح و رسیدن به سوگماد ارائه شده است، خیال و تصور عنصر اصلی است:« در صورت تمایل می توانید مراقبه ی زیر را انجام دهید... اینک تصور کنید که در کالبد روح بر روی همان پله از زیگورات معبد ایستاده اید.» (19) مشاهده می کنید اولین گامی که اکنکار برای خروج انسان از کالبد فیزیکی در جهت رسیدن به خدا ارائه می دهد، با تصور و خیال آغاز می شود.
البته پیامبر ادعایی این فرقه مدعی است هدفش هرگز اکتساب و توسعه ی معنویت نیست. وی چنین می نگارد:« به هر حال، هدف اکنکار، اکتساب و توسعه ی این قبیل قدرت های سیدهی ( معنوی ) نیست.» (20) اما در جایی دیگر با نفی این مطلب ادعا می کند که هدف اکنکار، ایجاد و گسترش معنویت است:« هدف واقعی اک این است که معنویت را در دنیای فیزیکی ترجمه کرده و پیام حقیقت را به همگان برساند.»(21)
هارولد کلمپ ،(22) استاد حق در قید حیات (23) اکنکار نیز ادعای دوم را پذیرفته است؛ وی می نویسد:« هدف از طریقت اک، تقویت بنیه ی معنوی فرد در راه استاد شدن در مسیر خویشتن است.»(24)
آن گونه که در خداشناسی اکنکار ذکر می شود، مسیر حرکت انسان به سوی خویشتن است؛ زیرا خود، خدایی از تجلّیات خداوند است یا آن گونه که پال توئیچل در دندان ببر بدان می رسد، او خود، خدای اعلی علیین است. از این رو، هارولد کلمپ دستیابی به معنویت را برای تقویت بنیه ی معنوی در مسیر خویشتن برشمرده است.
به هر حال، خواه هدف را چیزی جز کسب تعالی معنوی بدانیم- آن گونه که پال توئیچل در جملات اول بدان پرداخته است- و خواه دستیابی به تعالی معنوی- که هارولد کلمپ و پال توئیچل بدان اشاره کرده اند- گامی بزرگ به شمار می رود که اکنکار در راه اثبات دین بودن خود برداشته است.
ادامه دارد...


پی نوشت ها:
1. Shariyat- Ki- Sugmad: نوشته هایی که در اکنکار مقدس شمرده می شوند. این نوشته ها شامل دوازده بخش در جهان های معنوی است که هیچ کس به جز اساتید اک بدان دسترسی ندارند. تاکنون هیچ کس آنها را ندیده است، ولی ادعا می شود دو بخش اول آن توسط « پال توئیچل »، بنیان گذار در عصر جدید به قالب فیزیکی درآمده است. این کتاب آکنده از تناقضاتی است که ادعاهای پیشینی و آسمانی بودن آن به وضوح رد می شود. مثلاً پال توئیچل در این کتاب که به قول خودش از ازل در آسمانها بوده و او موفق شده آنها را ترجمه کند نام خودش و وقایع زمان خودش را نیز ذکر کرده است. همچنین نام اشخاص و وقایعی که در زمانهای اخیر رخ داده در این کتاب ذکر می کند.
2. sugmad خداوند اعلی علیین اکنکار است. سوگماد آخرین خداوند از خداوندان دوازده گانه اکنکار است که می توان آن را با خدای خدایان آیینهای شرقی برابر دانست.
3. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج1، ص 34.
4. نور و صوت خدا؛ روح القدس یا روح الاهی است. نور و صوت از ویژگیهایی است که اکنکار برای خدایان خود برمی شمارد. به نظر اکنکار این نور و صوت الاهی مهم ترین ویژگی و نمود خداوندان است.
5. پال توئیچل، واژه نامه اکنکار، ص 79.
6. براد استایگر، نسیمی از بهشت، ص 31.
7. پال توئیچل، سرزمین های دور، ص 39.
8. همان، ص 238.
9. پال توئیچل، نامه های طریق نور، ص 11.
10. همان، ص 267.
11. پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج 1، ص 196.
12. ANAMI LOK: جهان متعالی خداوند، محل زندگی و فرمانروایی مطلق خداوند. طبقه ای از طبقات آسمان است که به نظر اکنکار محل و مأوای خداوند است.
13. پال توئیچل، اکنکار کلید جهانهای اسرار، ص 16-17.
14. ر.ک: همان، ص 67.
15. همان، ص 50.
16. ر.ک: پال توئیچل، اکنکار کلید جهانهای اسرار، ص 73-78.
17. جیمز پال دیویس، گاه شمار استاد رؤیاپردازی، ص 180.
18. ر.ک:پال توئیچل، شریعت کی سوگماد، ج 1، ص 26/ همو، نی نوای الاهی، ص 23/ نیز ر.ک: همو، اک ویدیا، ص 222/ نیز همو، اکنکار کلید جهان های اسرار، ص 129.
19. جیمز پال دیویس، گاه شمار استاد رؤیاپردازی، ص 181.
20. پال توئیچل، اک ویدیا، ص 27.
21. پال توئیچل، نامه های طریق نور، ص 172.
22. HAROLD KELEMP.
23. استاد حق در قید حیات( استاد زنده ی اک)؛ لقب رهبر معنوی اکنکار است که وظیفه ی هدایت ارواح به سر منزل الاهی را برعهده دارد. او در بعد فیزیکی به عنوان استاد ظاهر، در رؤیا تحت عنوان استاد رؤیا، و در عوالم معنوی تحت عنوان استاد درون، دانشجویان معنوی را یاری می کند.
24. هارولد کلمپ، از استاد بپرسید، ج 1، ص 134.